گروه سیگور روس

21 ویدیو

مدت دوره: 0 ساعت و 0 دقیقه

کنسرت ایسلند - قسمت اول

00:00:00

رایگان

سیگور روس "Sigur Rós" نام یک گروه موسیقی ایسلندی متشکل از چند جوان خلاق است که کار خود را با رهبری یون ثر بیرکیسن "Jón Þór Birgisson" در سال 1994 آغاز نمود. این گروه در تابستان 2006 پس از یک تور سراسر جهان به خانه (ایسلند) بازگشت تا اینبار برای مردمان سرزمین خود کنسرت‌هایی را اجرا نماید. شما را به تماشای این ویدیو جذاب دعوت می‌کنیم.

نمایش سریالی ویدیو:

دوره های مشابه:

موسیقی ملل

موسیقی ملل

تعداد ویدئو: 90

در دوره ویدیویی مستند «موسیقی ملل» همراه شما عزیزان خواهیم بود. «معرفی و تاریخچه پیدایش موسیقی ملل» موسیقی جهانی شامل بسیاری از سبک‌های مختلف موسیقی از سراسر جهان بوده که ژانرهای بسیاری را از جمله انواع موسیقی غربی، فولکلور، سنتی، محلی، بومی و ... را در بر می‌گیرد. پیدایش موسیقی ملل را می‌توان به سال‌های 1982 تا 1983 نسبت داد. درست زمانی که پیشگامان موسیقی بریتانیایی و آمریکایی، شرکت‌های ضبط آهنگ، توزیع کنندگان و همچنین برخی از روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها، موسیقی سایر کشورها به خصوص موسیقی آفریقایی را در یک دوره مشخص که مشابه و هم وزن با موسیقی جهانی بود ترویج دادند. در سال‌های اخیر موسیقی ملل طیف‌های فرهنگی گسترده‌ای را تحت تاثیر قرار داده و با تمرکز بر موسیقی‌های محلی غیر غربی به طرز چشم گیری در بین علاقه‌مندان به موسیقی فراگیر شده است. بارزترین نشانه اوج موسیقی آفریقایی، موفقیت King Sunny Adé موزیسین مشهور نیجریه‌ای در انتشار دو آلبوم نخست پرفروش او در سطح بین المللی بود. این دو آلبوم (Juju Music-Syncro System) محبوب که توسط شرکت آیلند رکوردز ضبط و منتشر گردید، مابین سال‌های 1983 تا 1984 در ایالات متحده آمریکا با فروشی بیش از 100,000 نسخه همراه بود. این رقم نیمی از فروش Adé در نیجریه و خیلی کمتر از فروش آن نسبت به هنرمندان مشهور غربی بود. با این اوصاف بسیاری از شرکت‌های جدید نشر آهنگ از این سبک موسیقی استقبال کردند و در نهایت این ژانر در سراسر دنیا مورد توجه قرار گرفت. اصطلاح موسیقی ملل توسط یک گروه بریتانیایی نامگذاری شد. آنها امیدوار بودند که ریشه‌های گوناگون موسیقی، نه تنها در تمام مناطق آفریقا بلکه در اروپای شرقی، آمریکای جنوبی-مرکزی و منطقه کارائیب در یک مجموعه موسیقیایی جمع آوری و ارائه شود. در واقع موسیقی جهانی هم وزن و شبیه به موسیقی محلی و منطقه‌ای بوده و سبک‌های مختلف موسیقی را از کشوری به کشور دیگر در هم می‌آمیزد. بیشتر شرکت‌های پخش موسیقی جهانی که در بین سال‌‌های 1983 تا 1986 در بریتانیا شکل گرفته بودند با فروش بسیار کمی روبرو شدند و فقط برای یک مدت کوتاهی دوام آوردند. پیتر گابریل "Peter Gabriel" خواننده موسیقیدان انگلیسی، یکی از مهم‌ترین افرادی بود که با حمایت از این سبک، نقش مهمی در شکل گیری و ماندگاری موسیقی جهانی ایفا کرد. در همین دهه بود که هنرمندان مطرحی نظیر نصرت فَتِح‌علی خان؛ استاد صاحب نام سبک قَوّالی و یوسونو اِندور خواننده سنگالی به عرصه موسیقی جهانی معرفی شدند. «مروری کوتاه بر زندگینامه دمیتری شوستاکوویچ؛ شخصیتی بزرگ که هنر موسیقی شوروی بر انگشتان او نقش بسته بود» یکی از برجسته‌ترین آهنگ‌سازان و پیانیست‌های قرن بیستم، دمیتری شوستاکوویچ "Dmitri Shostakovich" نام دارد. وی 25 سپتامبر 1906 در سن پترزبورگ روسیه چشم به جهان گشود. شوستاکوویچ نوازندگی پیانو را از سنین کودکی آغاز کرد و با استعداد منحصر به فردی که در خود یافته بود توانست پله‌های ترقی را به سرعت طی کند. سپس به هنرستان موسیقی رفت و در آن جا کمک هزینه تحصیلی مناسبی برای وی در نظر گرفته شد. نخستین موفقیت رسمی شوستاکوویچ «سمفونی یکم» نام داشت که آن را برای پایان‌ نامه‌اش در سن 19 سالگی اجرا کرد. دمیتری با تاثیر از موسیقیدان‌های بی‌نظیری همچون پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را گسترش داد. گفتنی است شوستاکوویچ به خاطر خلق اثر مشهور سمفونی لنینگراد به اوج شهرت خود رسید. این اثر شگفت انگیز که به محاصره طولانی و ویرانگر شهر لنینگراد و کشته شدن میلیون‌ها شهروند شوروی در جنگ جهانی دوم اشاره دارد، به عنوان نمادی از مقاوت در برابر تمامیت خواهی و نظامی‌گری نازی‌ها، مورد پسند بسیاری از مردم قرار گرفت. از جمله برخی از آثار وی می‌توان به اپرای بی‌نظیر لیدی مکبث، پانزده سمفونی، پانزده کوارتت زهی، دو سونات پیانو، اوورتور، دو تریوی پیانو و شش کنسرتو اشاره کرد. سرانجام دمیتری شوستاکوویچ، 9 آگوست 1975 در شهر مسکو چشم از جهان فرو بست و در گورستان تاریخی نووودویچی "Novodevichy Cemetery" به خاک سپرده شد.

گروه سیگور روس

گروه سیگور روس

تعداد ویدئو: 21

در مستند ویدیویی «گروه سیگور روس» قصد داریم شما را با این گروه پرطرفدار ایسلندی و موسیقی‌های رایج در سرزمین یخ‌های جاویدان آشنا نماییم. «موسیقی ایسلند، از دیرباز تا کنون» موسیقی ایسلند که دربرگیرنده موسیقی سنتی پرجوش و خروش مردمی، آواهای سبک کلاسیک، موسیقی معاصر این سرزمین و سایر سبک‌ها می‌باشد، همواره مرتبط و وابسته به گونه‌های موسیقی کشورهای شمال اروپا (اسکاندیناوی) بوده است. این کشور علی‌رغم جمعیت کمی که دارد، در حال حاضر (2018) گروه‌های مطرح و نوازندگان برجسته و مشهوری را در درون خود جای داده است. موسیقی ایسلندی تاریخچه طولانی مدتی دارد و امروزه برخی از آهنگ‌های منتشر شده از ترانه‌های قرن چهاردهم میلادی همچنان بازخوانی می‌شوند. ترانه‌های فولکلور ایسلندی معمولا در مورد عشق، ملوانان، شجاعت و شهامت، زمستان‌های سخت، جن و پری و سایر موجودات افسانه‌های سروده می‌شدند و بیشتر به مسائل مادی (دنیوی) و همچنین درون مایه طنزآمیز اشاره داشتند. از جمله آثار به جای مانده از داستان‌های حماسی که با استفاده از عناصر واج آرایی و قافیه‌های منحصر به فرد به صورت شعر درآمده است ریمور "Rímur" نام دارد که تحت عنوان کپلا "cappella" نیز شناخته می‌شود. ریمور را می‌توان به شاعران قدیمی عصر وایکینگ‌ها نسبت داد که از استعاره‌های پیچیده، قافیه‌های پنهان و فرم‌های مخصوص به خود بهره می‌بردند. برخی از معروف‌ترین ریمورها مابین قرن هجدهم تا اوایل قرن نوزدهم نوشته شده‌اند که از مشهورترین سرایندگان آنها می‌توان به Hannes Bjarnason (1776-1838) و Jón Sigurðsson (1853-1922) اشاره کرد. در اوایل قرن بیستم، Bjarni Þorsteinsson کشیش و آهنگساز ایسلندی طی سال‌های 1906 تا 1909 موسیقی بین‌المللی این کشور را گردآوردی کرد و با همراهی سازهای سنتی‌ نظیر لانگسپیل "langspil" و فیدلا "fiðla" در ایسلند پخش و اجرا نمود. این عمل او نقطه عطفی برای حفظ موسیقی این کشور به حساب می‌آمد. امروزه گروه‌ها و خوانندگان مطرح ایسلندی در سبک‌های مختلف موسیقی همچون آلترناتیو، پاپ راک، پست راک، متال و... فعالیت می‌کنند که از بین آنها می‌توان از Björk ،The Sugarcubes و Sigur Rós نام برد. «گروه سیگور روس» سیگور روس "Sigur Rós" یک گروه پست -راک ایسلندی است که به دلیل صدای منحصر به فرد (فالستو) و گیتارنوازی آرشه‌ای خواننده گروه شهرت زیادی کسب کرده است. این گروه به رهبری یون ثُر بیرکیسُن "Jón Þór Birgisson" و باهمراهی جورج هُلم "Georg Hólm" نوازنده گیتار بیس و Ágúst Ævar Gunnarsson نوازنده درام در سال 1994 شکل گرفت. سیگور روس نخستین آلبوم خود را در سال 1997 تحت عنوان Von منتشر کرد. دومین آلبوم این گروه با نام Ágætis byrjun (شروع خوب) در سال 1999 شهرت جهانی سیگور روس را در پی داشت. علاوه بر این سه ترانه Ágætis byrjun ،Svefn-g-englar ،Njósnavélin از این آلبوم در فیلم Vanilla Sky مورد استفاده قرار گرفت. در سال 2006 اعضای گروه سیگو روس پس از یک تور جهانی به ایسلند بازگشتند تا با اجراهای زنده در سراسر این کشور روح تازه‌ای به موسیقی ایسلند ببخشند. در این مسیر دین دبلویس "Dean DeBlois" کارگردان کانادایی برای به تصویر کشیدن گوشه‌ای از اجراهای به یادماندنی آنان در مستندی با نام Heima (خانه) با این گروه همراه شد. در ادامه توجه شما را به تماشای این مستند دیدنی جلب می‌کنیم.

راز سمفونی شماره 5 بتهوون

راز سمفونی شماره 5 بتهوون

تعداد ویدئو: 23

در مستند ویدیویی «راز سمفونی شماره 5 بتهوون» با زندگی شخصی و حرفه‌ای این موسیقیدان مطرح آلمانی آشنا خواهید شد. «مروری کوتاه بر زندگینامه بتهوون» یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار موسیقی در دوران کلاسیک و رمانتیسیسم، لودویگ فان بتهوون "Ludwig van Beethoven" نام دارد . بتهوون در 17 دسامبر 1770 در شهر بُن "Bonn" آلمان دیده به جهان گشود. وی که در خانواده‌ای موسیقی دوست و در شهری موسیقی پرور زندگی می‌کرد از دوران کودکی نزد پدرش نواختن پیانو و ویولن را آموخت. بتهوون در 10 سالگی به تصمیم پدر مدرسه را ترک کرد تا به صورت تمام وقت نزد کریستین گاتلوب نف "Christian Gottlob Neefe" آهنگساز اپرای آلمانی، موسیقی را فراگیرد. پس از گذشت تقریبا ده سال وی در سال 1792 به وین سفر می‌کند و در آنجا از آموزش موسیقیدانان برجسته‌ای همچون یوزف هایدن "Joseph Haydn" و یوهان آلبرشتس برگر "Johann Georg Albrechtsberger" بهره برد. سرانجام در سال 1794 بتهوون نوازندگی پیانو و آهنگسازی را به صورت جدی آغاز نمود. بخشی از شهرت این موسیقیدان آلمانی به خلق آثارش طی 9 سال از 1803 تا 1811 باز می‌گردد. خلق آثاری با این عظمت و در این مدت کوتاه شاهکاری است که آنها را فراتر از آثار سایر هنرمندان جهان قرار می‌دهد. بتهوون شخصیتی غیرمنطقی و سرکش داشت که این می‌توانست ناشی از فشارها، نحوه و شرایط زندگی وی باشد. او که از حدود 17 سالگی مادر خود را از دست می‌دهد، سرپرستی دو برادر کوچک‌تر را برعهده می‌گیرد. بتهوون به طبع شخصیت خجالتی که داشت کمتر در محافل عمومی حضور می‌یافت، اما با این حال با جنبش‌های هنری زمان خود همراه بود. این اعجوبه دنیای موسیقی برخلاف برخورداری از استعداد موسیقیایی بالا گویا در زمینه عشق موفقیت چندانی نداشت و می‌توان گفت یکی از سونات‌های خود به نام سونات مهتاب را پس از یک شکست عشقی به معشوق خود تقدیم می‌کند. «شاهکارهای بتهوون» بتهوون در طول دوران پربار حرفه‌ای خود شاهکارهای بسیاری خلق نمود که از این بین می‌توان به 9 سمفونی، چندین سونات پیانو (پاتتیک، مهتاب، پیانوی هامرکلاویر و ...) و اپرای فیدلیو اشاره کرد. در بین این شاهکارهای جهانی سمفونی شماره 5 یکی از پرطرفدارترین قطعات موسیقی کلاسیک غربی و از جمله رازآلودترین آثار وی به شمار می‌آید که همچنان منشا خلق آن بر علاقه‌مندان پوشیده است. این اثر جاودانه که در سال‌های 1804 تا 1808 نوشته شد، به دلیل سادگی و گویایی به همراه چهار نت آغازینش شهرت جهانی دارد. برخی بر این باورند سمفونی شماره 5 آینه تمام نمای انقلاب کبیر فرانسه است که در آن بتهوون کش مکش و جدال، پیام اصلاح طلبانه با بیان آزادی، برابری و برادری و همینطور قدرت گرفتن بشریت را در بین سازهای موسیقی فریاد می‌زند. یکی دیگر از شاهکارهای بی‌نظیر این موسیقیدان، سمفونی شماره 3 نام دارد. بتهوون این اثر را که طی سال‌های 1802 تا 1804 خلق نمود به ناپلئون بناپارت رهبر انقلاب کبیر فرانسه تقدیم کرد اما مدتی بعد با اقدام بناپارت به تاج گذاری و امپراتور شدن، بتهوون او را حاکمی جاه طلب و مستبد خطاب کرد و با حذف نام وی از اثر خود آن را اروئیکا (سمفونی قهرمانی) نامید. «یک اتفاق ناگوار» بتهوون در یک گردش روزانه زمانی که به همراه دوست خود فردیناند ریس "Ferdinand Ries" از کنار چوپانی می‌گذشتند متوجه شد که صدای فلوت چوپان را نمی‌شنود. ناشنوایی اتفاق ناگواری بود که تاثیرات منفی را در زندگی شخصی وی در پی داشت. بتهوون به دنبال بروز این عارضه در سال 1801 به دوست خود فرانتس ویگلر نامه‌ای می‌نویسد و وی را از شرایط بد موجود مطلع می‌کند. او همچنین در این نامه از عدم حضور خود در محافل عمومی می‌گوید تا شاید به این طریق از انتشاز خبر ناشنوایی خود در بین مردم جلوگیری نماید. بتهوون معتقد بود که بروز این مشکل برای شخصی که به فعالیت‌های موسیقیایی مشغول است یک فاجعه محسوب می‌شود. با وجود پیشرفت بیماری، این نابغه دنیای موسیقی از خلق آثار ماندگار خود دست نکشید و توانست شاهکارهای بسیاری از جمله سمفونی پنجم را پدید آورد. وی که در واپسین روزهای زندگی خود از مشکلات جسمی و روحی متعددی رنج می‌برد، سرانجام در تاریخ 26 مارس 1827 در سن 56 سالگی دنیای موسیقی را در حالی ترک کرد که نام خود را برای ابدیت جاودانه نمود. تحقیقات به عمل آمده حاکی از آن است که دو نظریه در باب علت مرگ بتهوون مطرح می‌باشد. یک نظریه به بیماری سیروز کبدی و دیگری به وجود میزان بالایی از سرب در بدن او اشاره دارد. با ما به تماشای این مستند بنشیند.

در جستجوی موتزارت

در جستجوی موتزارت

تعداد ویدئو: 30

در مستند ویدئویی "در جستجوی موتزارت" سعی داریم روایت کاملی از زندگی شخصی و حرفه‌ای این موسیقیدان معروف اتریشی برای شما علاقه‌‌مندان داشته باشیم. "زندگینامه موتزارت" شاید به جرات بتوان گفت کمتر کسی است که نام و آوازه ولفگانگ آمادئوس موتزارت "Wolfgang Amadeus Mozart"، آهنگساز شهیر اتریشی را نشنیده باشد. این نابغه دنیای موسیقی 27 ژانویه سال 1756 در سالزبورگ اتریش به دنیا آمد. وی هفتمین فرزند خانواده بود و پدرش نیز از بهترین ویولن‌نوازان و آهنگسازان اروپا در قرن هجدهم به حساب می‌آمد. پس از آن که لئوپلد موتزارت به نبوغ و استعداد ذاتی پسرش در یادگیری موسیقی پی برد به طور جدی او را تحت آموزش خود قرار داد. ولفگانگ آهنگسازی را از سن 3 سالگی آغاز نمود و هر آنچه که لازم بود را توسط پدر موسیقیدانش فراگرفت. او با هوش سرشار خود توانست در سن 8 سالگی اولین سمفونی‌اش را خلق کند و خود را به عنوان یک اعجوبه در دنیای موسیقی کلاسیک معرفی نماید. اجرای این سمفونی شگفتی برخی از آهنگسازان مطرح آن زمان از جمله پدرش و کریستین باخ را برانگیخت. موتزارت که از سنین کودکی به همراه خانواده برای اجرا به شهرها و کشورهای مختلف از جمله مونیخ، وین، پاریس، لندن، لاهه و ایتالیا سفر می‌کرد، در این مسیر با افراد مشهوری همچو آندره‌آ لوکزی و یوهان کریستین باخ آشنا شد. پس از روی کارآمدن اُسقف اعظم هیرونیموس فان کلردو "Hieronymus von Colloredo" به عنوان حاکم جدید سالزبورگ، موتزارت نیز در 13 مارس 1773 به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر به استخدام وی درآمد و تا سال 1777 این سمت را برعهده داشت. با وجود فضای نامناسب موسیقایی در شهر سالزبورگ، موتزارت که در استخدام دربار این شهر بود سعی بر این داشت که امیدوارانه بهترین آثار خود را خلق کند و از هیچ تلاشی نیز در این راه دریغ نکرد. او در این مدت توانست قطعات منحصر به فردی از جمله سونات‌های پیانو، قطعات مَس و کنسرتو پیانوی شماره 9 را به رشته تحریر درآورد. پس از آن وی در 23 سپتامبر 1777 با موافقت حاکم سالزبورگ و برای یافتن شغل مناسب با همراهی مادر خود به آلمان و فرانسه سفر کرد و پس از خلق چندین اثر و در نهایت فوت مادرش به سالزبورگ بازگشت و در دربار اتریش مشغول به کار شد. اما مدتی بعد به دلیل نارضایتی از جایگاهی که داشت از شغل خود استعفا داد. موتزارت در سال 1782 با وجود مخالفت پدرش با کنستانز وِبِر "constanze weber" خواننده سوپرانو ازدواج کرد و آنها صاحب دو فرزند پسر با نام‌های کارل توماس و فرانز زاویر ولفگانگ شدند. وی همچنین در این سال با نوشتن اپرای دستبرد به حرمسرا شهرت زیادی کسب کرد. در همان سال‌ها موتزارت با تاثیر از سبک موسیقی باروک دو اثر معروف خود با نام‌های فلوت سحرآمیز و سمفونی شماره 41 را خلق نمود. همچنین یکی از شاهکارهای موسیقی جهان با نام مَس در دی مینور پس از بی‌اعتنایی پدر موتزارت به وی و همسرش، توسط موتزارت خلق شد. بسیاری از تاریخ نگاران معتقدند که آثار موتزارت ارتباط عمیقی با روح آدمی برقرار می‌کند و این نشات گرفته از نبوغ و تبحر بالای این آهنگساز بزرگ در تحریر قطعات موسیقی است. موتزارت به نوشتن قطعات اپرای کمدی علاقه فراوانی داشت و سرانجام با لُرنزو دا پونته "Lorenzo Da Ponte" نویسنده اشعار اپرا ملاقات می‌کند و با همراهی وی یک روش جدید برای نوشتن اپرا می‌یابد که به نوعی طبیعت گرایی محسوب می‌شود. وی پس از همکاری با لُرنزو دا پونته موسیقی متن اپرای عروسی فیگارو "The Marriage of Figaro" را در سال 1786 می‌نویسد که ماهیت عشق، حسادت، ترحم و ... را به خوبی به نمایش می‌گذارد. ولفگانگ موتزارت در طول زندگی 35 ساله خود توانست بیش از 600 قطعه موسیقی خلق کند که از این بین می‌توان به 41 سمفونی، 27 کنسرتو پیانو، 5 کنسرتو ویالون، چندین قطعه مَس و اپراهای بی‌نظیرش اشاره کرد. موتزارت اپرای دون ژوان را برای نخستین بار 29 اکتبر سال 1787 در سالن Estates Theatre شهر پراگ اجرا نمود که مورد استقبال طرفدارانش قرار گرفت. موتزارت آخرین اثر خود را تحت عنوان آمرزش‌خوانی در رِ مینور "Requiem Mass in D minor" در سال 1791 در حالی می‌نوشت که از سلامت جسمی کافی برخوردار نبود. وی در واپسین روزهای زندگی خود برای تکمیل قطعه از یکی از دوستانش به نام فرانز خاویر ساسمایر کمک می‌گیرد. در نتیجه بخش پایانی قطعه حال و هوای پیش از مرگ موتزارت را به تصویر می‌کشد. این شخصیت برجسته دنیای موسیقی سرانجام در 5 دسامبر 1791 چشم از جهان فرو بست. ناگفته نماند که معمای مرگ موتزارت با موارد مختلفی از جمله مسمومیت‌ ناشی از مصرف جیوه، نارسایی کلیه، اِدِم (تجمع مایع در زیر پوست) و تب روماتیسم حاد گرده خورده است.